ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
247
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
پيراستن وى از صفات سلبيّه ، بدين سبب صفات سلبيه مقدّم بر صفات ثبوتيّه ذكر مىشود وبراي حفظ اين ترتيب بالاترين وارجمندترين كلمهاى كه در توحيد گفته شده است جمله لا اله الا اللّه مىباشد ، زيرا جزء اوّل آن مشتمل بر سلب همه چيز جز حقّ متعال مىباشد كه لزوما هر خاطري را از آلودگى انديشه به غير خدا پاك مىسازد واين مقام را مقام تنزيه وتخليه مىگويند وبا اين فرض كه غير از خدا هيچ چيز وجود ندارد هر گاه بخواهيم وجود غير خدا را فرض كنيم بايد وجود أو را ناشى از وجود خدا بدانيم واين معناى جزء دوّم جمله لا اله الا اللّه است . در گذشته توضيح داديم كه امام ( ع ) زبان عرفا وراهگشاى مشكلات إلى اللّه ومعلّمى است كه چگونگى سلوك را مىآموزد واز طرفي أوهام بشرى حكم مىكند آن خدايى كه در ذهن بشر نقش مىبندد همان توهّم انسان است وخدا نيست وخردها از درك حقيقت خداوند ورسيدن به ساحل درياى قدرت وى عاجزند وخداوند را از آنچه در بارهاش روا نيست منزّه مىدانند ، از اين رو بسيارى از توصيف كنندگان خدا را به چيزى توصيف كردهاند كه ناروا بوده ودر ميان بيشتر مردم مخالفتي هم اظهار نمىشده بلكه صرفا تعقّلات خود را به عنوان أوصاف خداوند آوردهاند وبه أوصاف باطلى خدا را وصف كردهاند مانند مشبهه ومانند آنها . ناگزير امام ( ع ) براي ردّ اين توصيفات نابجا به بيان صفات سلبى پرداخته وآنها را بر صفات ثبوتي مقدّم داشته است تا لوح خيال وانديشه را از تصوّر احكام نابجا در مورد خدا بزدايد وخداوند را به اوصافى كه شايستهء اوست توصيف كرده وصفات ثبوتي را بر آينهء ذهن پاك شده از زنگار باطل منقّش سازد چنان كه در مثل مىگويند : « دل را خالى يافته ودر آن سكنا گزيده است » . امام ( ع ) حمد خداوند را بر تمام مباحث اين خطبه وديگر خطبهها بر طبق معمول كه خطبه را با ستايش حق آغاز ومقيّد مىفرموده مقدّم داشته است ، و